"تقصير دلم نيست اگر روي تو زيباست"
"حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيداست"
"من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم"
"افسون كه يك لحظه تماشاي تو روياست"
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 21:50 توسط morteza
|