نظر
دانشگاه و توسعه درون زا
توسعه پایدار توسعه ای است که بر اساس هویت و ارزش های موجود در یک جامعه شکل گیرد.بی شک توسعه تزریغی و وارداتی که ریشه در بستر و زمینه یک جامعه نداشته باشد و مبتنی و هماهنگ با خصایص و شرایط بومی نباشد توسعه پایدار نبوده و دوامی نخواهد داشت.
بنا بر این باید این نکته به عنوان یک اصل پذیرفته شود که با بهره گیری از امکانات و ظرفیت های بلقوه موجود و بارور ساختن ان ظرفیت ها به خصوص در عرصه فرهنگ و تفکر توسعه پایدار تحقق پذیر است.
فهم این نکته چندان دشوار نیست که نسخه ای که ناظر و معطوف به شرایط مبتلا به بیمار و توانایی ها و ناتوانی ها و نیازهایش نباشد درمانگر نخواهد بود.
از همین روست که مهور و هسته هدایت کننده توسعه را فرهنگ در نظر گرفته اند چرا که مهور توسعه انسان است و گوهر انسان نیز فرهنگ.از جمله ابعاد مهم توسعه دانش است.دانش به معنای علوم دقیق پایه صنعت و فن اوری است و به رشد و اصلاح تولیدات مادی کمک شایان می کند و به معنای علوم انسانی پایه برنامه ریزی های اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی است و به شکل گیری نهادها و ساختارهای استوار سالم وکار امد در جامعه مدد می رساند.
پیشرفت و توسعه علمی در هر جامعه الزاما تکیه بر اندوخته های پیشین علمی و فرهنگی و ارزشهای رایج در ان جامعه دارد.اما در کشور ما به سبب وجود گسست یا خلا تاریخی و تمدنی از بطن فرهنگ و دانش گذشته توسعه علمی زاده نشد و طی یکصد و پنجاه سال گذشته در رویا روی ناچار با علوم و معارف غربی از سر اظطرار یکسره و با شتابی فزاینده وارد کننده منفعل علم بوده ایم و همچنان که انواع و اقسام مصنوعات جدید را یا مستقیما از دیار فرنگ وارد کرده و یا به صورت ناقص ان را در داخل مونتاژ نموده ایم در ساخت علم و دانش و حتی نظریه پردازی های فلسفی نیز یا وارد کننه و مقلد محض بوده ایم و یا دنباله رو و خوشه چین.
از سوی دیگر رشد و توسعه کمی دانشگاه و فراگیر شدن ان در اقصی نقاط کشور موجب شده که این نهاد وارداتی از غرب اندک اندک در این بوم زیست شرقی ریشه بدواند و بخش مهمی از جمعیت جوان کشور را در خود جای دهد.
حاصل جمع دانشجویان دانشگاههای ازاد و سراسری رقم قابل توجهی از جمعیت جوان کشور را ارائه می کند و چنانچه این جمع را متولیان مدیران و گردانندگان اینده نزدیک کشور در نظر بگیریم به نقش حیاتی این جمعیت عظیم در ترسیم خط سیر کشور در قرن بیست و یکم بیشتر پی خواهیم برد.
اگر این نسل که امروز بهترین سالهای جوانی خود را در حصار دانشگاه به سر می برند با انواع گرفتاری های روحی و معیشتی و اداری دست به گریبان باشند و درس خواندن را از سر تکلیف و در اوقات فراغت از مشکلات مرد افکن بخوانند و صرفا به خواندن سطحی جزوات و کتابهای با حجم های در حال کاهش اکتفا نمایند قصعا اینده نیز کاری کاتوری تیره از حال خواهد بود.
اما اگر متولیان امر اموزش عالی کشور با برنامه ریزی و هدایت درست و سرمایه گذاری های لازم برای دانشگاه و دانشجویان زمینه نشاط و شکوفای را در همه مقاطع دانشگاهی را فراهم اورند انگاه می توان یاس مزمن را به امید بدل کرد.
بی شک صرف تزریق علم وارداتی توسعه را ایجاد نخواهد کرد بلکه می باید روح تحقیق و پژوهش ظرفیت های علمی و عملی جامعه را افزایش و استعدادها را شکوفا و بارور سازد و برای رسیدن به سطح خلاقیت و افرینندگی نیز لزوما می بایست مقدمات لازم را در زمینه اموزش ،پژوهش و اطلاع رسانی هم از حیث برنامه ریزی و هم از حیث خدمات فراهم کرد.
امروز دانشجویان و دانشگاه های کشور ما با مسائل متعددی رو در رویند که اینده ای روشن را نوید نمی دهد.پائین امدن سطح تعلیمات دانشگاهی ، مشکلات روحی و روانی دانشجویان و افزایش افسردگی در میان انان و ... مسائلی است که هرچه سریعتر می بایست نسبت به انها تصمیم گیری های جدی و برای رفع انها سرمایه گذاری لازم را کرد.
شاید اغراق نباشد که بگوئیم راه توسعه پایدار و همه جانبه از دانشگاه می گذرد.
نقش دولت
دوره جوانی عرصه ای از رشد است که شخصیت و هویت فرد در این دوره رشد و نمو پیدا می کند. بسیاری از صلاحیتها و شاخصهای انسان از جمله رعایت قوانین هنجارها و ارزشهای جامعه در این دوران بارور می شوند.بنابراین لازم است تا مسئولین زیربط در جهت هدایت و به وجود آوردن انسان بهنجار برای جامعه برنامه ریزی داشته باشند تا از شور و هیجان و انرژی جوانان به نحو احسن و برای توسعه استفاده شود.
واقعیت این است که جوانان برای یک مملکت یک ابزار ایده آل و مناسب برای رشد اقتصادی هستند ولی در عین حال در صورت عدم استفاده صحيح از جوانان می تواند جامعه را با بیماری سهمگینی روبرو سازد.
بنابراین از آنجایی که جامعه ایران دارای جمعیت جوان می باشد و آمارها از وجود 70 درصد جمعیت زیر 30 سال حاکی است لزوم برنامه ریزی برای این جوانان ضروری است.البته نباید از کنار این آمار براحتی گذشت زيرا برنامه ریزی برای این همه افراد خیلی ضروری است.
ازدواج اشتغال تحصیلات دانشگاهی و ... از جمله خواسته های جوانان هستند که با توجه به امکاناتی که از جامعه سراغ داریم جامعه نمی تواند جوابگو باشد و عدم برآورده شدن این خواسته ها یعنی بیمار شدن جامعه بوجود آمدن فقر، اعتیاد، طلاق، فسادهای اخلاقی ، بزهکاری ، خود فروشی ، قاچاق انسان و ... بوجود نیامدن زمینه اشتغال برای جوانان منجر به انحراف آنها می شود. تجرد گرائی در جامعه را افزایش می دهد.اعتیاد ، بزهکاری و جرم و جنایتها را بطوری که بیش از نیمی از معتادین را جوانان تشکیل می دهند و این آمار واقعاٌ اسف بار است .وجود 5/8 میلیون جوان مجرد در جامعه و عدم تامین آنها منجر به آسیب های اجتماعی زیادی می شود. و خسارات جبران ناپذیری به جامعه می زند و این در حالی است که حدود60 درصد از این افراد مجرد را زنان تشكيل مي دهند كه تبعات این پدیده شوم را هر روز در تیتر روز نامه ها می بینیم .
افزایش باندهای فساد ، فحشا و قاچاق انسان به کشورهای خارجی افزایش دختران فراری و افراد مبتلا به ایدز از جمله آسیب هایی است که تجرد گرایی به وجود آورده است.
از دیگر معضلات جامعه ما افزایش طلاق است که امروزه دیگر عادت شده جوانان بعد از گذشت چند ماه از عروسی شان از هم دیگر طلاق می گیرند و هنگامی که از آنها علت طلاق پرسیده می شود می گویند که (( تفاهم نداشتیم !؟))
بالا رفتن سن ازدواج نیز معلول عواملی چون بالا رفتن انتظارات دختران و مایل بودن دختران و پسران به ادامه تحصیل ، نبود شغل برای پسران و مشکل گرفته شدن امر ازدواج در خانواده ها می باشد.
در حالی که ادامه تحصیل و یافتن شغل همچنان مهم ترین هدف و خواسته اکثریت جوانان ایرانی است.افزایش مهارت ، خدمت به مردم ، پول دار شدن و رسیدن به پست بالا تر از نظر تعداد قابل توجهی از آنان به عنوان مهم ترین اهداف زندگی عنوان می شود.
نتایج همایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان ایرانی ( 15 الی 29 سال) در مراکز سی استان که از سوی سازمان ملی جوانان انجام شده نشان می دهد 59 درصد پسران و 57 درصد دختران معتقدند که باید به فکر خودشان باشند.68 درصد پسران و 62 درصد دختران معتقدند در جامعه ما رابطه بر ضابطه حاکم است 79 درصد پسران و 82 درصد دختران عقیده دارند برخی از مردم در روابط اجتماعی خود صادق و یک رنگ نیستند. 2/40 پاسخ دهندگان مهم ترین نگرانی خود را پیدا کردن شغل مناسب ذکر کردند.56 درصد پسران و 44 درصد دختران معتقدند که تأمین شغل مهمترین وظیفه دولت است.
نیمی از پاسخ دهندگان از زندگی خود راضی اند .25 درصد آنان میزان دسترسی خود را به خواسته های زندگی زیاد یا خیلی زیاد ارزیابی کرده اند.بیش از 40 درصد پاسخ دهندگان وضع اقتصادی کشور را بد دانسته اند و در مقابل 27 درصد پسران و 25 درصد دختران وضع اقتصادی کشور را خوب تو صیف کرده اند.
بیش از 40 درصد آینده شغلی خود را روشن نمی بینند و اکثریت قاطع پاسخ دهندگان (82 درصد پسران و 85 درصد دختران ) معتقدند که بدون پارتی بازی امکان پیدا کردن کار مشکل است.
هداف و موانع تحول اقتصادی
در فصل قبل مشخصه های موثر کارایی اقتصادی تشریح شد. اکنون به عوامل بازدارنده توسعه اقتصادی در کشور می پردازیم. برای نیل به این منظور ضروری است تاریخچه از هم گسیختگی ساختارهای فرهنگی و اقتصادی ذکر گردد.
این مبحث از 2 منظر قابل بررسي است یكی موانع خارجی و دیگری داخلی: موانع خارجی را می توان به طور مختصر اینگونه دسته بندی کرد:
1- انحصارها و سیاست های بازدارنده توسعه توسط قطب های اقتصادی بزرگ
2- جلوگیری از ورود تکنولوژی پیشرفته به کشور.
3- تحمیل روابط ناعادلانه و جهت دار.
اما موانع داخلی تحول اقتصادی:
1- موانع اداری: نظام اداری کشور به شدت دولت زده، سنگین، عقب افتاده ، مصرفی و با کارایی ضعیف است و استانداردها و قوانین و مقررات و پرسنل آن آمادگی ایجاد،تحول و بنیان گذاری ساختار جدید و مدیریت ایده ها وآرمان های انقلا ب اسلامی را ندارد.
برای رفع مانع فوق به نظر می رسد باید اقدامات ذیل انجام شود:
الف) بدنه اداری کشور سبک شده، مدیریت آن تحول یابد.
ب) نیروی متعهد و با انگیزه و شجاع و مبتکر مناصب کلیدی کشور را بدست گیرد
ج) ابتکار و نوآوری به عنوان ارزش در سیستم تقویت شود.
د) تقویت هویت اسلامی و ایرانی در روح کارگزاران به عنوان اصلی با ارزش و مقدس تلقی شود.
ه) مجلس شورای اسلامی و دولت با وضع قوانین لازم فرهنگی، اقتصادی و اداری، فضا و ساختار استانداردها را متحول سازند.
و) شورای عالی اداری وظیفه حمایت از این تحول را بر عهده گیرد.
2- موانع فرهنگی
تاثیر فرهنگ غرب و شرق در تفسیر معانی و مفاهیم کلیدی و تحرک آفرین، رفتار و اخلاق جامعه را دگرگون ساخت. ارزش های، سیاسی،عقیدتی و اجتماعی به نحوی تفسیر شده است که با روح کلی اسلام سازگاری ندارد. دنیا، ثروت، سرمایه و مالکیت که مفاهیم اصلی اقتصاد هستند در جامعه جهت و بار فرهنگی خاصی گرفته اند که به هیچ وجه با روح اسلام سازگاری ندارد.
راه حل این مشکل این است که مسئولان دلسوز و انقلابی و روحانیت معظم و روشنفکران متعهد و دردمند و حاضر در صحنه به پاکسازی و سالم سازی مفاهیم کلیدی فرهنگی، بدون وحشت و نگرانی از جو سازی روشنفکران غرب و شرق زده بپردازند و جان تشنه جوانان فداکار کشورمان را از کوثر معارف عرفانی سیراب سازند.
دستیابی به استقلال و نجات و اسارت اقتصادی قدرت های خارجی... و عمران و آبادانی و نشان دادن توانایی جامعه مذهبی در اداره کشور، تشکیل یک بازار پانصد میلیونی، از سمرقند و بخارا گرفته تا لبنان و همچنین گوشه هایی از شبه قاره هند وپشتیبانی اقتصادی از نهضت سیاسی اسلام، تداوم شکوفایی فرهنگی و انقلابی و راه اندازی یک جهاد دفاعی و امنیتی در کشور، اهداف ارزشمند جهاد اقتصادی و تقویت بنیه دفاعی و امنیتی کشور، اهداف ارزشمند جهاد اقتصادی هستند که قدرت فرهنگی و انگیزه قوی برای بسیج ملت در صحنه اقتصادی دارد.
این صحنه عظیم، آن چنان فراگیر است که همه ملت را بسیج می کند و در نهضت شرکت می دهد. مهم ترین بخش این تلاش که پاسداری و حفاظت از اهداف فرهنگی و اساسی است، در کارایی اقتصادی نقش تعیین کننده ای داشته و توسعه اقتصادی را ضمانت کرده و در حفظ انقلاب و اسلامی نمودن فعالیت های اقتصادی موثر خواهد بود.
بر اساس آنچه گفته شد فقط از این زاویه می توان عظمت کلام رهبر انقلاب را در هشدارهای اخیرشان درک کرد چرا كه هر نوع غفلتی از تعالیم و مفاهیم اصلی این حرکت ممکن است در مسیر جهاد اقتصادی انحراف ایجاد کند.
کی از مهمترین مباحث در کشورهای در حال توسعه، توسعه یافته و یا جوامع بشری جهان امروز، مسئله مبادرت ورزیدن به کاری مفید و سازنده برای افراد آن جامعه است. شغل مرتبط با تواناییها و استعدادهای ذاتی هر فرد امری است که هر شخص لزوما با آن در زندگی روزمرهاش مواجه خواهد شد، حال این شغل میتواند مورد پسند و علاقه فرد واقع گردد یا چیزی خارج از انتظارات او باشد، در برخی از افراد نیز حتی دستیابی به این شغل خارج از علاقه هم میسر نمیگردد و به او لفظ «بیکار» تعلق میگیرد، کشور ایران نیز از این امر مستثنی نبوده بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز که تا سال 1367 سیاست افزایش جمعیت به دلایل استراتژیک منطقهای مطرح بود (جنگ ایران و عراق و افزایش تعداد تلفات وکشتههای جنگ» شاهد میزان باروری بالایی در خانوادههای ایرانی بودیم که این افزایش تعداد فرزندان درخانوارها، باعث گردید عرضه نیروی کار در چندین سال بعد از جنگ تحمیلی بروز و ظهور داشته باشد و مسایل گریبانگیر و مبتلا به خود را بوجود آورد، لذا دولتمردان در این راستا سیاست و شعار اصلاحی «فرزند کمتر، زندگی بهتر یا راحتتر» را سرلوحه برنامههای اجتماعی وفرهنگی خود قرار داده و درصدد برآمدند تا با آگاهی بخشی به خانوادهها، آنها را از مسایل رودرروی آینده فرزندانشان مطلع سازند، همچنین به منظورافزایش توانمندی و سطح ارتقای علمی این نسل جوان و ایجاد وقفهای موقتی جهت حل معضل بیکاری، تاسیس دانشگاههای آزاد اسلامی در دستور کار قرار گرفت که از چندین بعد قابل بررسی و تامل است، از یک سو به صورتی کوتاه مدت، مسئله اشتغال زایی جوانان کمرنگ شد و این نیروی عظیم جوان در دانشگاهها مشغول به تحصیل شدند و از طرف دیگر بعد از گذشت چندین سال، کشورمان شاهد عده بالای جوانان تحصیلکرده با توقعات بالا جهت اشتغال در فرصتهای شغلی متناسب با شانشان بود، این در حالی است که تعداد بیکاران کل کشور جمعیتی بالغ بر 3 میلیون نفر را تشکیل میدهند که از میان آنها 87 درصد و به عبارتی 2 میلیون و 300 هزار نفر جوان هستند،از سوی دیگر مطالعات تطبیقی نشان دهنده آن است که در میان جوانان، نرخ بیکاری افراد 15 تا 24 سال در بیشتر کشورهای دنیا حتی کشورهای توسعه یافته همواره بالاتر از نرخ بیکاری کل کشور بوده است، در حالی که ایران در سال 1383 شاهد 23 میلیون و 600 هزار جوان 15 تا 29 سال و 9 میلیون و 862 هزار جمعیت فعال اقتصادی بوده است. بررسی وضعیت اشتغال جوانان ایران به عنوان کشوری که حدود 70 درصد جمعیت آن را جوانان تشکیل میدهند، نشان میدهد تعداد مشاغلی که باید تا سال 1400 برای جوانان آن تامین شود، بین871 هزار تا یک میلیون و 500 هزار شغل است که علاوه بر مشاغل جایگزین به علت کاهش شدید نسبت اشتغال در گروه سنی 15 تا19 سال باید سالانه بین 34 تا60 هزار شغل جدید برای آنها ایجاد شود.
بر اساس یافتههای تحقیقات «سازمان ملی جوانان» در پژوهشی تحت عنوان «ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی جوانان» بادر نظر گرفتن نسبت اشتغال مردان در سال 79 و دخالت افزایش نسبتهای اشتغال زنان تا سال 1400 تعداد مشاغل لازم برای جوانان در آن سال، بین 7 هزار و 249 تا 8 هزار و 453 شغل افزایش خواهد یافت که باکسر تعداد مشاغل سال75 (5 هزار و331 هزار شغل) باید تا آن سال بین 918/1 میلیون تا 125/3 میلیون شغل جدید ایجاد کرد که رقم سالانهای بین 77 تا 125 هزار شغل را برای جوانان مطرح میکند،همچنین تحقیقات بیانگر آن است که «جهانی سازی» و «پیشرفتهای تکنولوژیک» تاثیر عمیقی بر بازار کار سراسر جهان داشته که افراد جوان به عنوان کارگران جدید لطمه این تغییرها راتحمل کردهاند. با توجه به این موضوعات، بررسی علل و عوامل بیکاری در هر جامعهای لازم و ضروری است تا با وقوف کامل به این علتها، مسئولان مربوطه در صدد رفع و یااصلاح ساختارهای موجود پرداخته و بتوانند میزان بیکاران جوان آن کشور را تقلیل دهند کشور ما نیز از این بررسی مبرا نیست، لذا در ذیل به بازکاوی برخی از این عوامل پرداخته شده است:
رشد بالای جمعیت
رشد بالای جمعیت در ایران بویژه در طی سالهای 1358 تا1367 میباشد. در طی این سالها، ایران رشد سالیانهای بالغ بر 9/3 درصدی را تجربه کرد که این امر باعث افزایش بیش از پیش جمعیت جوان و جویای کار در سالهای کنونی شده است.
پایین بودن رشد اقتصادی
پایین بودن رشد اقتصادی کشور، عامل مهم دوم در بالا بودن نرخ بیکاری در ایران عنوان شده است. برای جذب تمامی متقاضیان که هر سال وارد بازار کار میشوند لازم است رشد اقتصادی ایران حداقل به هشت درصد برسد. برای کاهش نرخ بیکاری به زیر ده درصد نیز لازم است اقتصاد ایران رشدی 5/9 درصدی راتجربه کند. این در حالی است که اقتصاد ایران در طی چهار سال گذشته که بهترین شرایط را سپری کرده است بطور متوسط رشد 4/5 درصدی را شاهد بوده است.
عدم توجه به طرحهای کارآفرین
با توجه به دولتی بودن اقتصاد ایران، حجم عمدهای از سرمایهها به سمت صنایع سرمایهای به عنوان مثال:ً نفت و گاز، فولاد، پتروشیمی و... سوق داده میشود و این امر باعث بی توجهی دولت به پروژههای کارآفرین ودر نتیجه بالا رفتن نرخ بیکاری شده است.
پر شدن ظرفیت جذب نیرو در دستگاههای دولتی
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبویژه پس از پایان جنگ، افزایش تعداد حقوق بگیران دولتی در دستور کار دولتمردان ایران قرار گرفت. در نتیجه این سیاست بود که تعداد کارمندان دولت از 550 هزار نفر در سال 1979 یعنی آغار عمر دولت اسلامی ایران به
2/3 میلیون نفر در سال 2003 رسید. این در حالی است که نیاز واقعی دستگاه دولت به نیروی کار بسیار کمتر از رقم فعلی است. اکنون از یک سو ظرفیت جذب نیرو در دستگاههای دولتی به نهایت خود رسیده است و از سوی دیگر بار مالی سنگینی در اثر جذب نیروهای بیش از اندازه بر دولت ایران تحمیل شده است.
طرح ناموفق خصوصیسازی
طرح ناموفق خصوصیسازی شرکتهای دولتی نیز بیش از پیش بر مشکل بیکاری در ایران افزوده است. بسیاری از شرکتهایی که در طی سالهای اخیر خصوصی شدند، بخشی از کارگران خود رااخراج کردند و یا این که با اعلام ورشکستگی بطور کلی تعطیل شدند. در طی چهار سال گذشته بیش از 1400 شرکت خصوصی در ایران اعلام ورشکستگی کردهاند که مسلما این مسئله تشدید مشکل بیکاری را بدنبال داشته است.
لازم بذکر است عوامل دیگری نیز در بالا بودن نرخ بیکاری در ایران مطرح میباشند که عبارتنداز: ضعف ساختاری بازار کار ایران، نبود انعطافپذیری کافی در زمینه پرداخت دستمزدها، تحرک پایین در بازار کار و نارساییهای اطلاعاتی در آن.
موارد فوقالذکر بخشی از علل نرخ بالای بیکاری در ایران است، با توجه به این اوصاف، لازم است به آسیبشناسی عدم وجود اشتغال مناسب در ایران نیز پرداخته شود تا در این بازیابیها، راهکارهای مفید به فایده برای حل معضل بیکاری روشن و تبیین گردند:
ارتباط تنگاتنگ میان اشتغال مناسب با تامین مسکن و ازدواج دانشجویان و جوانان
با دسترسی به اشتغال پردرآمد و کارا، جوان خواهد توانست به گونهای بر حل مشکلات اساسی دیگر خود یعنی تامین مسکن و معاش خانواده و یا ازدواج، این سنت حسنه الهی مبادرت ورزد، لذا اشتغال، مسکن و ازدواج رابطهای انکارناپذیر با یکدیگر دارند و نقش اشتغال در این راستا تامین کننده و اساسی است.
عدم وجود شغل، علل مهاجرت نخبگان از ایران
عدم وجود شغل مناسب،مهمترین علل مهاجرت نخبگان ایران ذکر شده است. اکنون بسیاری از جوانان دانشگاهی و تحصیلکرده در ایران از داشتن شغل متناسب با مدرک تحصیلی خود بی بهره هستند. بر اساس آخرین آمارها، سالیانه بیش از 150 هزارنفر از نخبگان دانشگاهی از ایران به کشورهای خارجی مهاجرت میکنند،همچنین قابل توجه است که نوع و کیفیت مدرک تحصیلی برای انتخاب شغل مناسب در ایران چندان ملاک مهمی به شمار نمیآید و «اشتغال غیررسمی» به عنوان تنها راه حل جوانان تبدیل شده است.
ایجاد آسیبهای اجتماعی ناشی از عدم وجود شغل
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بیکاری و عدم وجود شغل برای جوانان موجب بروز آسیبهای اجتماعی نظیر: اعتیاد، افزایش جرم و جنایت، به گونهای فقر ومحرومیت اجتماعی و... میگردد، همچنین بیکاری در میان جوانان منجر به کاهش صیانت ذات، سطوح کاهش یافته بهزیستی و اغلب کنارهگیری از همسالان میشود و از آنجایی که جوانان بدون درآمد، توانایی اداره زندگی خود راندارند به همین دلیل مدت زمان بیشتری به والدین خود وابسته میشوند، این فشار برای بسیاری از خانوادهها،مانعی برای خروج از فقر محسوب میشود، بنابر این بیکاری جوانان باعث طرد اجتماعی آنها از سوی خانوادههایشان نیز خواهد شد.
بررسی همه این عوامل و علت و معلولها باعث گردیده است «شبکه اشتغال جوانان» به اهتمام سازمان ملل متحد، بانک جهانی و سازمان بینالمللی کار بر پایه چهار عنصر «قابلیت اشتغال»، «فرصتهای برابر» «کارآفرینی» و «اشتغالزایی» راهاندازی شود و تاکید آن بر این است که دولتها در زمینه اشتغال جوانان به جای توجه به بعد تقاضا در راستای نیروی کار و تمرکز بر پیشرفت اقتصادی و اشتغالزایی به بعد عرضه نیروی کار و ارایه مهارتها و نگرشهای لازم به جوانان توجه کنند.
پینوشت:
1- استفاده از منابع خبری و اطلاعاتی خبرگزاریهای فارس، ایسنا و فرانسه.
2- نشریه اقتصادی میس.
3- استفاده از یافتههای تحقیقاتی سازمان ملی جوانان.
توسعه پایدار توسعه ای است که بر اساس هویت و ارزش های موجود در یک جامعه شکل گیرد.بی شک توسعه تزریغی و وارداتی که ریشه در بستر و زمینه یک جامعه نداشته باشد و مبتنی و هماهنگ با خصایص و شرایط بومی نباشد توسعه پایدار نبوده و دوامی نخواهد داشت.
بنا بر این باید این نکته به عنوان یک اصل پذیرفته شود که با بهره گیری از امکانات و ظرفیت های بلقوه موجود و بارور ساختن ان ظرفیت ها به خصوص در عرصه فرهنگ و تفکر توسعه پایدار تحقق پذیر است.
فهم این نکته چندان دشوار نیست که نسخه ای که ناظر و معطوف به شرایط مبتلا به بیمار و توانایی ها و ناتوانی ها و نیازهایش نباشد درمانگر نخواهد بود.
از همین روست که مهور و هسته هدایت کننده توسعه را فرهنگ در نظر گرفته اند چرا که مهور توسعه انسان است و گوهر انسان نیز فرهنگ.از جمله ابعاد مهم توسعه دانش است.دانش به معنای علوم دقیق پایه صنعت و فن اوری است و به رشد و اصلاح تولیدات مادی کمک شایان می کند و به معنای علوم انسانی پایه برنامه ریزی های اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی است و به شکل گیری نهادها و ساختارهای استوار سالم وکار امد در جامعه مدد می رساند.
پیشرفت و توسعه علمی در هر جامعه الزاما تکیه بر اندوخته های پیشین علمی و فرهنگی و ارزشهای رایج در ان جامعه دارد.اما در کشور ما به سبب وجود گسست یا خلا تاریخی و تمدنی از بطن فرهنگ و دانش گذشته توسعه علمی زاده نشد و طی یکصد و پنجاه سال گذشته در رویا روی ناچار با علوم و معارف غربی از سر اظطرار یکسره و با شتابی فزاینده وارد کننده منفعل علم بوده ایم و همچنان که انواع و اقسام مصنوعات جدید را یا مستقیما از دیار فرنگ وارد کرده و یا به صورت ناقص ان را در داخل مونتاژ نموده ایم در ساخت علم و دانش و حتی نظریه پردازی های فلسفی نیز یا وارد کننه و مقلد محض بوده ایم و یا دنباله رو و خوشه چین.
از سوی دیگر رشد و توسعه کمی دانشگاه و فراگیر شدن ان در اقصی نقاط کشور موجب شده که این نهاد وارداتی از غرب اندک اندک در این بوم زیست شرقی ریشه بدواند و بخش مهمی از جمعیت جوان کشور را در خود جای دهد.
حاصل جمع دانشجویان دانشگاههای ازاد و سراسری رقم قابل توجهی از جمعیت جوان کشور را ارائه می کند و چنانچه این جمع را متولیان مدیران و گردانندگان اینده نزدیک کشور در نظر بگیریم به نقش حیاتی این جمعیت عظیم در ترسیم خط سیر کشور در قرن بیست و یکم بیشتر پی خواهیم برد.
اگر این نسل که امروز بهترین سالهای جوانی خود را در حصار دانشگاه به سر می برند با انواع گرفتاری های روحی و معیشتی و اداری دست به گریبان باشند و درس خواندن را از سر تکلیف و در اوقات فراغت از مشکلات مرد افکن بخوانند و صرفا به خواندن سطحی جزوات و کتابهای با حجم های در حال کاهش اکتفا نمایند قصعا اینده نیز کاری کاتوری تیره از حال خواهد بود.
اما اگر متولیان امر اموزش عالی کشور با برنامه ریزی و هدایت درست و سرمایه گذاری های لازم برای دانشگاه و دانشجویان زمینه نشاط و شکوفای را در همه مقاطع دانشگاهی را فراهم اورند انگاه می توان یاس مزمن را به امید بدل کرد.
بی شک صرف تزریق علم وارداتی توسعه را ایجاد نخواهد کرد بلکه می باید روح تحقیق و پژوهش ظرفیت های علمی و عملی جامعه را افزایش و استعدادها را شکوفا و بارور سازد و برای رسیدن به سطح خلاقیت و افرینندگی نیز لزوما می بایست مقدمات لازم را در زمینه اموزش ،پژوهش و اطلاع رسانی هم از حیث برنامه ریزی و هم از حیث خدمات فراهم کرد.
امروز دانشجویان و دانشگاه های کشور ما با مسائل متعددی رو در رویند که اینده ای روشن را نوید نمی دهد.پائین امدن سطح تعلیمات دانشگاهی ، مشکلات روحی و روانی دانشجویان و افزایش افسردگی در میان انان و ... مسائلی است که هرچه سریعتر می بایست نسبت به انها تصمیم گیری های جدی و برای رفع انها سرمایه گذاری لازم را کرد.
شاید اغراق نباشد که بگوئیم راه توسعه پایدار و همه جانبه از دانشگاه می گذرد.
نقش دولت
دوره جوانی عرصه ای از رشد است که شخصیت و هویت فرد در این دوره رشد و نمو پیدا می کند. بسیاری از صلاحیتها و شاخصهای انسان از جمله رعایت قوانین هنجارها و ارزشهای جامعه در این دوران بارور می شوند.بنابراین لازم است تا مسئولین زیربط در جهت هدایت و به وجود آوردن انسان بهنجار برای جامعه برنامه ریزی داشته باشند تا از شور و هیجان و انرژی جوانان به نحو احسن و برای توسعه استفاده شود.
واقعیت این است که جوانان برای یک مملکت یک ابزار ایده آل و مناسب برای رشد اقتصادی هستند ولی در عین حال در صورت عدم استفاده صحيح از جوانان می تواند جامعه را با بیماری سهمگینی روبرو سازد.
بنابراین از آنجایی که جامعه ایران دارای جمعیت جوان می باشد و آمارها از وجود 70 درصد جمعیت زیر 30 سال حاکی است لزوم برنامه ریزی برای این جوانان ضروری است.البته نباید از کنار این آمار براحتی گذشت زيرا برنامه ریزی برای این همه افراد خیلی ضروری است.
ازدواج اشتغال تحصیلات دانشگاهی و ... از جمله خواسته های جوانان هستند که با توجه به امکاناتی که از جامعه سراغ داریم جامعه نمی تواند جوابگو باشد و عدم برآورده شدن این خواسته ها یعنی بیمار شدن جامعه بوجود آمدن فقر، اعتیاد، طلاق، فسادهای اخلاقی ، بزهکاری ، خود فروشی ، قاچاق انسان و ... بوجود نیامدن زمینه اشتغال برای جوانان منجر به انحراف آنها می شود. تجرد گرائی در جامعه را افزایش می دهد.اعتیاد ، بزهکاری و جرم و جنایتها را بطوری که بیش از نیمی از معتادین را جوانان تشکیل می دهند و این آمار واقعاٌ اسف بار است .وجود 5/8 میلیون جوان مجرد در جامعه و عدم تامین آنها منجر به آسیب های اجتماعی زیادی می شود. و خسارات جبران ناپذیری به جامعه می زند و این در حالی است که حدود60 درصد از این افراد مجرد را زنان تشكيل مي دهند كه تبعات این پدیده شوم را هر روز در تیتر روز نامه ها می بینیم .
افزایش باندهای فساد ، فحشا و قاچاق انسان به کشورهای خارجی افزایش دختران فراری و افراد مبتلا به ایدز از جمله آسیب هایی است که تجرد گرایی به وجود آورده است.
از دیگر معضلات جامعه ما افزایش طلاق است که امروزه دیگر عادت شده جوانان بعد از گذشت چند ماه از عروسی شان از هم دیگر طلاق می گیرند و هنگامی که از آنها علت طلاق پرسیده می شود می گویند که (( تفاهم نداشتیم !؟))
بالا رفتن سن ازدواج نیز معلول عواملی چون بالا رفتن انتظارات دختران و مایل بودن دختران و پسران به ادامه تحصیل ، نبود شغل برای پسران و مشکل گرفته شدن امر ازدواج در خانواده ها می باشد.
در حالی که ادامه تحصیل و یافتن شغل همچنان مهم ترین هدف و خواسته اکثریت جوانان ایرانی است.افزایش مهارت ، خدمت به مردم ، پول دار شدن و رسیدن به پست بالا تر از نظر تعداد قابل توجهی از آنان به عنوان مهم ترین اهداف زندگی عنوان می شود.
نتایج همایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان ایرانی ( 15 الی 29 سال) در مراکز سی استان که از سوی سازمان ملی جوانان انجام شده نشان می دهد 59 درصد پسران و 57 درصد دختران معتقدند که باید به فکر خودشان باشند.68 درصد پسران و 62 درصد دختران معتقدند در جامعه ما رابطه بر ضابطه حاکم است 79 درصد پسران و 82 درصد دختران عقیده دارند برخی از مردم در روابط اجتماعی خود صادق و یک رنگ نیستند. 2/40 پاسخ دهندگان مهم ترین نگرانی خود را پیدا کردن شغل مناسب ذکر کردند.56 درصد پسران و 44 درصد دختران معتقدند که تأمین شغل مهمترین وظیفه دولت است.
نیمی از پاسخ دهندگان از زندگی خود راضی اند .25 درصد آنان میزان دسترسی خود را به خواسته های زندگی زیاد یا خیلی زیاد ارزیابی کرده اند.بیش از 40 درصد پاسخ دهندگان وضع اقتصادی کشور را بد دانسته اند و در مقابل 27 درصد پسران و 25 درصد دختران وضع اقتصادی کشور را خوب تو صیف کرده اند.
بیش از 40 درصد آینده شغلی خود را روشن نمی بینند و اکثریت قاطع پاسخ دهندگان (82 درصد پسران و 85 درصد دختران ) معتقدند که بدون پارتی بازی امکان پیدا کردن کار مشکل است.
هداف و موانع تحول اقتصادی
در فصل قبل مشخصه های موثر کارایی اقتصادی تشریح شد. اکنون به عوامل بازدارنده توسعه اقتصادی در کشور می پردازیم. برای نیل به این منظور ضروری است تاریخچه از هم گسیختگی ساختارهای فرهنگی و اقتصادی ذکر گردد.
این مبحث از 2 منظر قابل بررسي است یكی موانع خارجی و دیگری داخلی: موانع خارجی را می توان به طور مختصر اینگونه دسته بندی کرد:
1- انحصارها و سیاست های بازدارنده توسعه توسط قطب های اقتصادی بزرگ
2- جلوگیری از ورود تکنولوژی پیشرفته به کشور.
3- تحمیل روابط ناعادلانه و جهت دار.
اما موانع داخلی تحول اقتصادی:
1- موانع اداری: نظام اداری کشور به شدت دولت زده، سنگین، عقب افتاده ، مصرفی و با کارایی ضعیف است و استانداردها و قوانین و مقررات و پرسنل آن آمادگی ایجاد،تحول و بنیان گذاری ساختار جدید و مدیریت ایده ها وآرمان های انقلا ب اسلامی را ندارد.
برای رفع مانع فوق به نظر می رسد باید اقدامات ذیل انجام شود:
الف) بدنه اداری کشور سبک شده، مدیریت آن تحول یابد.
ب) نیروی متعهد و با انگیزه و شجاع و مبتکر مناصب کلیدی کشور را بدست گیرد
ج) ابتکار و نوآوری به عنوان ارزش در سیستم تقویت شود.
د) تقویت هویت اسلامی و ایرانی در روح کارگزاران به عنوان اصلی با ارزش و مقدس تلقی شود.
ه) مجلس شورای اسلامی و دولت با وضع قوانین لازم فرهنگی، اقتصادی و اداری، فضا و ساختار استانداردها را متحول سازند.
و) شورای عالی اداری وظیفه حمایت از این تحول را بر عهده گیرد.
2- موانع فرهنگی
تاثیر فرهنگ غرب و شرق در تفسیر معانی و مفاهیم کلیدی و تحرک آفرین، رفتار و اخلاق جامعه را دگرگون ساخت. ارزش های، سیاسی،عقیدتی و اجتماعی به نحوی تفسیر شده است که با روح کلی اسلام سازگاری ندارد. دنیا، ثروت، سرمایه و مالکیت که مفاهیم اصلی اقتصاد هستند در جامعه جهت و بار فرهنگی خاصی گرفته اند که به هیچ وجه با روح اسلام سازگاری ندارد.
راه حل این مشکل این است که مسئولان دلسوز و انقلابی و روحانیت معظم و روشنفکران متعهد و دردمند و حاضر در صحنه به پاکسازی و سالم سازی مفاهیم کلیدی فرهنگی، بدون وحشت و نگرانی از جو سازی روشنفکران غرب و شرق زده بپردازند و جان تشنه جوانان فداکار کشورمان را از کوثر معارف عرفانی سیراب سازند.
دستیابی به استقلال و نجات و اسارت اقتصادی قدرت های خارجی... و عمران و آبادانی و نشان دادن توانایی جامعه مذهبی در اداره کشور، تشکیل یک بازار پانصد میلیونی، از سمرقند و بخارا گرفته تا لبنان و همچنین گوشه هایی از شبه قاره هند وپشتیبانی اقتصادی از نهضت سیاسی اسلام، تداوم شکوفایی فرهنگی و انقلابی و راه اندازی یک جهاد دفاعی و امنیتی در کشور، اهداف ارزشمند جهاد اقتصادی و تقویت بنیه دفاعی و امنیتی کشور، اهداف ارزشمند جهاد اقتصادی هستند که قدرت فرهنگی و انگیزه قوی برای بسیج ملت در صحنه اقتصادی دارد.
این صحنه عظیم، آن چنان فراگیر است که همه ملت را بسیج می کند و در نهضت شرکت می دهد. مهم ترین بخش این تلاش که پاسداری و حفاظت از اهداف فرهنگی و اساسی است، در کارایی اقتصادی نقش تعیین کننده ای داشته و توسعه اقتصادی را ضمانت کرده و در حفظ انقلاب و اسلامی نمودن فعالیت های اقتصادی موثر خواهد بود.
بر اساس آنچه گفته شد فقط از این زاویه می توان عظمت کلام رهبر انقلاب را در هشدارهای اخیرشان درک کرد چرا كه هر نوع غفلتی از تعالیم و مفاهیم اصلی این حرکت ممکن است در مسیر جهاد اقتصادی انحراف ایجاد کند.
کی از مهمترین مباحث در کشورهای در حال توسعه، توسعه یافته و یا جوامع بشری جهان امروز، مسئله مبادرت ورزیدن به کاری مفید و سازنده برای افراد آن جامعه است. شغل مرتبط با تواناییها و استعدادهای ذاتی هر فرد امری است که هر شخص لزوما با آن در زندگی روزمرهاش مواجه خواهد شد، حال این شغل میتواند مورد پسند و علاقه فرد واقع گردد یا چیزی خارج از انتظارات او باشد، در برخی از افراد نیز حتی دستیابی به این شغل خارج از علاقه هم میسر نمیگردد و به او لفظ «بیکار» تعلق میگیرد، کشور ایران نیز از این امر مستثنی نبوده بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز که تا سال 1367 سیاست افزایش جمعیت به دلایل استراتژیک منطقهای مطرح بود (جنگ ایران و عراق و افزایش تعداد تلفات وکشتههای جنگ» شاهد میزان باروری بالایی در خانوادههای ایرانی بودیم که این افزایش تعداد فرزندان درخانوارها، باعث گردید عرضه نیروی کار در چندین سال بعد از جنگ تحمیلی بروز و ظهور داشته باشد و مسایل گریبانگیر و مبتلا به خود را بوجود آورد، لذا دولتمردان در این راستا سیاست و شعار اصلاحی «فرزند کمتر، زندگی بهتر یا راحتتر» را سرلوحه برنامههای اجتماعی وفرهنگی خود قرار داده و درصدد برآمدند تا با آگاهی بخشی به خانوادهها، آنها را از مسایل رودرروی آینده فرزندانشان مطلع سازند، همچنین به منظورافزایش توانمندی و سطح ارتقای علمی این نسل جوان و ایجاد وقفهای موقتی جهت حل معضل بیکاری، تاسیس دانشگاههای آزاد اسلامی در دستور کار قرار گرفت که از چندین بعد قابل بررسی و تامل است، از یک سو به صورتی کوتاه مدت، مسئله اشتغال زایی جوانان کمرنگ شد و این نیروی عظیم جوان در دانشگاهها مشغول به تحصیل شدند و از طرف دیگر بعد از گذشت چندین سال، کشورمان شاهد عده بالای جوانان تحصیلکرده با توقعات بالا جهت اشتغال در فرصتهای شغلی متناسب با شانشان بود، این در حالی است که تعداد بیکاران کل کشور جمعیتی بالغ بر 3 میلیون نفر را تشکیل میدهند که از میان آنها 87 درصد و به عبارتی 2 میلیون و 300 هزار نفر جوان هستند،از سوی دیگر مطالعات تطبیقی نشان دهنده آن است که در میان جوانان، نرخ بیکاری افراد 15 تا 24 سال در بیشتر کشورهای دنیا حتی کشورهای توسعه یافته همواره بالاتر از نرخ بیکاری کل کشور بوده است، در حالی که ایران در سال 1383 شاهد 23 میلیون و 600 هزار جوان 15 تا 29 سال و 9 میلیون و 862 هزار جمعیت فعال اقتصادی بوده است. بررسی وضعیت اشتغال جوانان ایران به عنوان کشوری که حدود 70 درصد جمعیت آن را جوانان تشکیل میدهند، نشان میدهد تعداد مشاغلی که باید تا سال 1400 برای جوانان آن تامین شود، بین871 هزار تا یک میلیون و 500 هزار شغل است که علاوه بر مشاغل جایگزین به علت کاهش شدید نسبت اشتغال در گروه سنی 15 تا19 سال باید سالانه بین 34 تا60 هزار شغل جدید برای آنها ایجاد شود.
بر اساس یافتههای تحقیقات «سازمان ملی جوانان» در پژوهشی تحت عنوان «ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی جوانان» بادر نظر گرفتن نسبت اشتغال مردان در سال 79 و دخالت افزایش نسبتهای اشتغال زنان تا سال 1400 تعداد مشاغل لازم برای جوانان در آن سال، بین 7 هزار و 249 تا 8 هزار و 453 شغل افزایش خواهد یافت که باکسر تعداد مشاغل سال75 (5 هزار و331 هزار شغل) باید تا آن سال بین 918/1 میلیون تا 125/3 میلیون شغل جدید ایجاد کرد که رقم سالانهای بین 77 تا 125 هزار شغل را برای جوانان مطرح میکند،همچنین تحقیقات بیانگر آن است که «جهانی سازی» و «پیشرفتهای تکنولوژیک» تاثیر عمیقی بر بازار کار سراسر جهان داشته که افراد جوان به عنوان کارگران جدید لطمه این تغییرها راتحمل کردهاند. با توجه به این موضوعات، بررسی علل و عوامل بیکاری در هر جامعهای لازم و ضروری است تا با وقوف کامل به این علتها، مسئولان مربوطه در صدد رفع و یااصلاح ساختارهای موجود پرداخته و بتوانند میزان بیکاران جوان آن کشور را تقلیل دهند کشور ما نیز از این بررسی مبرا نیست، لذا در ذیل به بازکاوی برخی از این عوامل پرداخته شده است:
رشد بالای جمعیت
رشد بالای جمعیت در ایران بویژه در طی سالهای 1358 تا1367 میباشد. در طی این سالها، ایران رشد سالیانهای بالغ بر 9/3 درصدی را تجربه کرد که این امر باعث افزایش بیش از پیش جمعیت جوان و جویای کار در سالهای کنونی شده است.
پایین بودن رشد اقتصادی
پایین بودن رشد اقتصادی کشور، عامل مهم دوم در بالا بودن نرخ بیکاری در ایران عنوان شده است. برای جذب تمامی متقاضیان که هر سال وارد بازار کار میشوند لازم است رشد اقتصادی ایران حداقل به هشت درصد برسد. برای کاهش نرخ بیکاری به زیر ده درصد نیز لازم است اقتصاد ایران رشدی 5/9 درصدی راتجربه کند. این در حالی است که اقتصاد ایران در طی چهار سال گذشته که بهترین شرایط را سپری کرده است بطور متوسط رشد 4/5 درصدی را شاهد بوده است.
عدم توجه به طرحهای کارآفرین
با توجه به دولتی بودن اقتصاد ایران، حجم عمدهای از سرمایهها به سمت صنایع سرمایهای به عنوان مثال:ً نفت و گاز، فولاد، پتروشیمی و... سوق داده میشود و این امر باعث بی توجهی دولت به پروژههای کارآفرین ودر نتیجه بالا رفتن نرخ بیکاری شده است.
پر شدن ظرفیت جذب نیرو در دستگاههای دولتی
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبویژه پس از پایان جنگ، افزایش تعداد حقوق بگیران دولتی در دستور کار دولتمردان ایران قرار گرفت. در نتیجه این سیاست بود که تعداد کارمندان دولت از 550 هزار نفر در سال 1979 یعنی آغار عمر دولت اسلامی ایران به
2/3 میلیون نفر در سال 2003 رسید. این در حالی است که نیاز واقعی دستگاه دولت به نیروی کار بسیار کمتر از رقم فعلی است. اکنون از یک سو ظرفیت جذب نیرو در دستگاههای دولتی به نهایت خود رسیده است و از سوی دیگر بار مالی سنگینی در اثر جذب نیروهای بیش از اندازه بر دولت ایران تحمیل شده است.
طرح ناموفق خصوصیسازی
طرح ناموفق خصوصیسازی شرکتهای دولتی نیز بیش از پیش بر مشکل بیکاری در ایران افزوده است. بسیاری از شرکتهایی که در طی سالهای اخیر خصوصی شدند، بخشی از کارگران خود رااخراج کردند و یا این که با اعلام ورشکستگی بطور کلی تعطیل شدند. در طی چهار سال گذشته بیش از 1400 شرکت خصوصی در ایران اعلام ورشکستگی کردهاند که مسلما این مسئله تشدید مشکل بیکاری را بدنبال داشته است.
لازم بذکر است عوامل دیگری نیز در بالا بودن نرخ بیکاری در ایران مطرح میباشند که عبارتنداز: ضعف ساختاری بازار کار ایران، نبود انعطافپذیری کافی در زمینه پرداخت دستمزدها، تحرک پایین در بازار کار و نارساییهای اطلاعاتی در آن.
موارد فوقالذکر بخشی از علل نرخ بالای بیکاری در ایران است، با توجه به این اوصاف، لازم است به آسیبشناسی عدم وجود اشتغال مناسب در ایران نیز پرداخته شود تا در این بازیابیها، راهکارهای مفید به فایده برای حل معضل بیکاری روشن و تبیین گردند:
ارتباط تنگاتنگ میان اشتغال مناسب با تامین مسکن و ازدواج دانشجویان و جوانان
با دسترسی به اشتغال پردرآمد و کارا، جوان خواهد توانست به گونهای بر حل مشکلات اساسی دیگر خود یعنی تامین مسکن و معاش خانواده و یا ازدواج، این سنت حسنه الهی مبادرت ورزد، لذا اشتغال، مسکن و ازدواج رابطهای انکارناپذیر با یکدیگر دارند و نقش اشتغال در این راستا تامین کننده و اساسی است.
عدم وجود شغل، علل مهاجرت نخبگان از ایران
عدم وجود شغل مناسب،مهمترین علل مهاجرت نخبگان ایران ذکر شده است. اکنون بسیاری از جوانان دانشگاهی و تحصیلکرده در ایران از داشتن شغل متناسب با مدرک تحصیلی خود بی بهره هستند. بر اساس آخرین آمارها، سالیانه بیش از 150 هزارنفر از نخبگان دانشگاهی از ایران به کشورهای خارجی مهاجرت میکنند،همچنین قابل توجه است که نوع و کیفیت مدرک تحصیلی برای انتخاب شغل مناسب در ایران چندان ملاک مهمی به شمار نمیآید و «اشتغال غیررسمی» به عنوان تنها راه حل جوانان تبدیل شده است.
ایجاد آسیبهای اجتماعی ناشی از عدم وجود شغل
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بیکاری و عدم وجود شغل برای جوانان موجب بروز آسیبهای اجتماعی نظیر: اعتیاد، افزایش جرم و جنایت، به گونهای فقر ومحرومیت اجتماعی و... میگردد، همچنین بیکاری در میان جوانان منجر به کاهش صیانت ذات، سطوح کاهش یافته بهزیستی و اغلب کنارهگیری از همسالان میشود و از آنجایی که جوانان بدون درآمد، توانایی اداره زندگی خود راندارند به همین دلیل مدت زمان بیشتری به والدین خود وابسته میشوند، این فشار برای بسیاری از خانوادهها،مانعی برای خروج از فقر محسوب میشود، بنابر این بیکاری جوانان باعث طرد اجتماعی آنها از سوی خانوادههایشان نیز خواهد شد.
بررسی همه این عوامل و علت و معلولها باعث گردیده است «شبکه اشتغال جوانان» به اهتمام سازمان ملل متحد، بانک جهانی و سازمان بینالمللی کار بر پایه چهار عنصر «قابلیت اشتغال»، «فرصتهای برابر» «کارآفرینی» و «اشتغالزایی» راهاندازی شود و تاکید آن بر این است که دولتها در زمینه اشتغال جوانان به جای توجه به بعد تقاضا در راستای نیروی کار و تمرکز بر پیشرفت اقتصادی و اشتغالزایی به بعد عرضه نیروی کار و ارایه مهارتها و نگرشهای لازم به جوانان توجه کنند.
پینوشت:
1- استفاده از منابع خبری و اطلاعاتی خبرگزاریهای فارس، ایسنا و فرانسه.
2- نشریه اقتصادی میس.
3- استفاده از یافتههای تحقیقاتی سازمان ملی جوانان.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 11:52 توسط morteza
|